دیدگاهی دیگر درباره ی خودکشی

                        خودکشی : دیدگاهی  دیگر

                                                                                                                                                                محمد پوررشیدی

 

 نوشته یي كه پيش روي شماست را ، نخست مي خواستم در بخش "ديدگاه شما" ي"مقاله خودكشي" آقاي اينانلو بگذارم كه گسترده بودن ديدگاهم، اين نوشته  را به بخش مقاله هاي دانشجويي كشانيد. به هر روي اين نوشته را مقاله يا نظريه پردازي نپنداريد كه  تنها مي خواهم در دنباله ي مقاله ي آقاي اينانلو دو دريچه به زمينه هاي ديگر پديده خودكشي بگشايم كه به دور از ديدگاههاي بيمارانگارانه ي اين پديده است؛

 نخست: ديدگاهي جامعه شناسانه و مردم شناسانه و دوم: ديدگاهي انسانگرايانه وفلسفي.

 

*ديدگاه جامعه شناسانه و مردم شناسانه:

 

پژوهش روانشناختي خود كشي همانند ساير پديده هاي مورد پژوهش در روانشناسي، با ناديده انگاشتن تفاوت وگوناگوني فرهنگ ها و جامعه ها ، سودمند و درست نخواهد بود.در فرهنگ ها و آيين هاي گوناگون در جهان نگاه هاي متفاوتي به پديده خود كشي مي شود. در برخي فرهنگ ها و آيين ها ، خود كشي  امري افتخار آميزاست. مانند آيين "هاراكيري"  در ژاپن يا رويدادي در گيانا در سال 1978 كه 913 نفر از پيروان مذهبي "جيم جوز" خود خواسته، خود كشي كردند كه "جيم جوز" هم در پايان با تفنگ خود را از پاي درآورد .دلیل اين گونه خودكشي ها پاك شدن از گناهان واطاعت خودخواسته از دستورات گيراي رهبران آن آيين مي باشد. گونه اي ديگر از خودكشي ها خانوادگي است؛ در يورش نازيان به هلند و بلژيك و همچنين در شهرهايي از آلمان پيش از تاخت و تاز روسها در جنگ جهاني دوم ،هزاران نفرخودكشي كردند. كه دلیل آن تبليغات جنگ آن كشورها بوده كه مرگ  را براي مردمش برتر از دربند بيگانه بودن، نشان داده اند. همچنين بايد گفت كه دلیل پاره اي ازخودكشي هاي خانوادگي ، تنها فقر وبي نوايي آنهاست. مكانهاي نامي نيز گيرايي قوي براي خودكش ها دارند. براي نمونه پل "گلدگيت" در سانفرانسيسكو كه جايگاه نامي خودكش هاست وتا كنون نزديك به 2000 نفر در آنجا خود كشي كرده اند. اين در حالي است كه مكانهاي بلند ديگري  مانند اين پل در كناره ي آن نيز هستند، اما اين مكان بدليل چاپ شدن خبر خودكشي هاي آن در رويه ي نخست روزنامه هاي سانفرانسيسكو، دچار تبليغ ناخواسته اي براي خود كشي شده است.

اگر چه خودكشي هاي گروهي و خانوادگي، كمتر از يك درصد از آمار خودكشي ها را در بر مي گيرند .اما به اين نكته اشاره دارند كه دلیل تمام خودكشي ها را  تنها از ديد آسيب شناسانه ي رواني نمي توان بررسي كرد و بايد به جامعه شناسي و مردم شناسي هم روي آورد كه به كمك پژوهش هاي روانشناختي بيايند.

 

*ديدگاه انسانگرايانه وفلسفي:

 

درگذشته  باور روانشناسان بر اين بود كه نوابغ، مستعد دچار شدن به بيماريهاي رواني هستند وبرخي پژوهشگران كوشش هايي براي نشان دادن آن انجام دادند كه  لمروزو (lombroso)از اين دست پژوهشگران است كه با فهرستي بلند بالا از نوابغ و بزرگان دانش و هنر كه دچار بيماري هاي رواني بودند مي خواست درستي اين ديدگاه را نشان دهد. اين ديدگاه بعد ها با پژوهش هاي ديگري مانند پژوهش "جودا" در سال 1949 رد شد. مي شود به شيوه ي "لمروزو" فهرستي بلند بالا از نوابغ و بزرگان(بويژه در رشته هاي هنر)  گردآوري كرد كه با خودكشي به زندگي خود پايان داده اند، مانند : همينگوي، مارلين مونرو ، جك لندن ، ادلف هيتلر، سامسون، كئلو پاترا ، كافكا ، صادق هدايت ، نيچه و...(فرويد را نيز مي شود به گونه اي ديگر در اين فهرست جاي داد) اگر چه دلیل  خودكشي اين افراد گوناگون است ، به هر رو اين نكته جاي انديشيدن و پژوهش  دارد كه اگر بپذيريم، بيماري رواني دلیل خودكشي آنان نيست،پس دلیل آن چيست؟اكنون اين پرسش به ذهن مي رسد كه آيا نبايد از كوشش هاي خود كشي جلوگيري كرد؟ برخي سالخوردگان، رنجوران و بيماران درمان نشدني آرزو دارند از آن وجود بيچاره اي كه پنداره خودشان است، رها شوند. كساني كه از زندگي خود خشنود نيستند و براي ساير مردم  نيز سودمندي نخواهند داشت و اين سبب آزار شدن و احساس ناكارآمدي دراين افراد است و اين نمونه ها بود كه امروزه پديده ي مرگ خود خواسته  را در كشورهاي پيشرفته  را پديد آورد. پس بنظر مي رسد كه بايد انسانگرايانه تر به اين پديده نگاه شود و به خواسته ها و ديدگاه خود فرد نيز توجه كرد. گاهي فردي كه خود را بخوبي مي شناسد و از سودمند نبودن خود براي اجتماع آگاه است، زندگي را جز دامن زدن به ناكامي و ناكارآمدي كنوني خود نمي داند.  پرسش ديگري كه خود از پرسش بالا به ذهن مي رسد، اين است كه آيا همه ي افراد بدينگونه زندگي مي كنند يا اينكه شناخت كاملي از خود ندارند؟ روشن است كه شمار زيادي از انديشه هاي پايان بخشيدن به زندگي ناشي از هيجانات آني يا كج انديشي است. كما اينكه بيشترين اقدام به خودكشي ها ، درهر دو جنس بين 16 تا 20 سالگي مي باشد كه دوران نوجواني است و فرد با بحران هويت خود دست و پنجه نرم مي كند و هنوز خود را بخوبي نشناخته است وبديهي ست كه سخن ديگران مي تواند در بازداري از خودكشي نوجوان كارگشا باشد چرا كه نوجوان هنوز شناخت كاملي از خود و توانايي ها و دنياي پيرامون خود ندارد . بنابراين خودكشي هاي از روي آگاهي و خودشناسي در كنار اين فراواني آماري گسترده، بسيار ناچيز مي نمايند. به هر رو ديد آسيب شناسانه ي كلي به پديده ي خودكشي نادرست بنظر ميرسد. سنكا فيلسوف رومي نيز بر آن بود كه تصميم منطقي نسبت به خود كشي بيانگر آن است كه اقدام به خودكشي، لزوما يك عمل آسيب شناختي رواني نيست.

درپايان اين نوشته ي نچندان علمي به رسم سخنرانان با يك دعا (از دكترشريعتي) سخن را به سرانجام مي رسانم:

 

                      خدايا به من چگونه زيستن را بيا موز، چگونه مردن را خودم خواهم آموخت.

 

 

                                                                    نوشته شده بر پايه ي كتاب آسيب شناسي رواني دكتر حسين آزاد ــ جلد دوم

 

 

بازی های رایانه ای و اثرات روانی

بازی های رایانه ای و اثرات روانی


نام کنفرانس / همایش بازی های رایانه ای و اثرات روانی
کشور برگزاری ایران
شهر برگزاری قزوین
تاریخ شروع 1386/12/15
تاریخ پایان 1386/12/15
سطح همایش ملی
محورهای همایش • خلاقیت و بازی های رایانه ای
• نیاز به پیشرفت و بازی های رایانه ای
• پرخاشگری و بازی های رایانه ای
• حل مساله، تصمیم گیری و بازی های رایانه ای
• سرعت عمل، دقت و بازی های رایانه ای
• هوش، استعداد و بازی های رایانه ای
• ویژگی های شخصیتی و بازی های رایانه ای
• تفکر و بازی های رایانه ای
• تخلیه هیجانی و بازی های رایانه ای
• تخیل، رویای روزانه و بازی های رایانه ای
• اوقات فراغت و بازی های رایانه ای
• وابستگی و بازی های رایانه ای
• خانواده و بازی های رایانه ای
• سلامت جسمی و بازی های رایانه ای
• بهداشت روانی و بازی های رایانه ای
• برنامه غذایی وسلامت تغذیه و بازی های رایانه ای
• مهارتهای اجتماعی و بازی های رایانه ای
• فرهنگ زبانی و بازی های رایانه ای
• بازی های گروهی و احساس تعلق
• گرافیک و بازی های رایانه ای
• دکراسیون بازی های رایانه ای و تاثیرات آن بر فرد
برگزار کنندگان - دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)
- اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی استان قزوین
نحوه تماس قزوین،دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)،دانشکده علوم انسانی ،گروه روانشناسی
تلفن :5-3780034 -0281 و 30-3780021 -0281 داخلی 1318
پست الکترونیک Psyc_Games@ikiu.ac.ir
htpp://www.conf.ikiu.ac.ir/Games
آدرس وبگاه همایش http://www.conf.ikiu.ac.ir/Games
آدرس پست الکترونیکی Psyc_Games@ikiu.ac.ir
توضیحات

فراخوان نوشتار برای نشریه ی خوابگاه

انجمن علمی روانشناسی در پی چاپ نخستین شماره ی نشریه ی خوابگاه می باشد. از این رو از کلیه دانشجویانی که می خواهند در چاپ این نشریه همیاری کنند در خواست می شود نوشته های خود را آماده و به  انجمن  علمی تحویل دهند.

نشریه خوابگاه در میان دانشجویان خوابگاهای دانشجویی پخش خواهد شد و هدف آن بالا بردن سطح بهداشت و سلامت روانی دانشجویان در خوابگاهها می باشد که در پیرامون آن به مشکلات اجتماعی و اخلاقی دانشجویان  توجه دارد. این نشریه می خواهد با زبانی ساده اما برگرفته از اصول روانشناسی به حل مشکلات دانشجویان در محیط خوابگاهها کمک کند.بنابراین از دانشجویان خواهان فعالیت در نشریه می خواهیم که نوشته هایی کارگشا و کاربردی و بدور از اصطلاحات دشوار علمی  آماده و به اعضای  انجمن علمی تحویل دهند و یا در صورت امکان از طریق  بخش دیدگاه های همین وبلاگ نوشته ها را ارسال نمایند.

                                                                                                                 سپاسگذاریم

راه اندازی وبلاگ انجمن علمی

 

انجمن علمی روانشناسی در تاریخ بیست و پنجم آبانماه سال هشتاد شش این وبلاگ را بعنوان اولین پل ارتباطی خود راه اندازی نمود که هدف آن ارتباط بهتر دانشجویان با انجمن دانشجویی علمی  و گروه روانشناسی می باشد. این وبلاگ از هفت بخش زیر تشکیل شده است:

گزارش کار : برای ثبت کلیه ی فعالیت های  انجمن.

*آشنایی با اساتید گروه: برای آشنایی بیشتر دانشجویان با اساتید گروه و پیشینه علمی ایشان.

* آشنایی با دانشجوها : برای معرفی کلیه ی دانشجویان با هدف ارتباط بهتربین  دانشجوهای رشته روانشناسی.

* یاداشت های بی چارچوب: برای درج نوشته های پیرامونی دانشجویان روانشناسی در هر باره.

* خبر ها: برای آگهی رسانی در مورد  خبر های  مربوط  به فعالیت ها و امور انجمن و گروه روانشناسی .

* مقاله های دانشجویی: برای ثبت کلیه ی مقاله های دانشجویی به همراه ارائه نقد و دیدگاه دیگران.

* آشنایی با کتاب : معرفی  کتاب های سودمند روان شناسی.

 

خودكشي

 

                                        خودکشی                     حمید اینانلو

 

 

ادوين شنايدمن: خودكشي را اينگونه تعريف مي كند: ((عمل آگاهانه نابود سازي بدست خود، كه در بهترين مفهوم آن را يك ناراحتي چند بعدي در انسان نيازمند مي توان دانست كه براي مطلب تعيين شده او اين عمل بهترين راه حل تصور مي شود.))

خودكشي فاجعه بارترين نتيجه ی افسردگي است كه بعد از تصادفات فراوان ترين علت مرگ و مير در بين دانش آموزان دبيرستاني و دانشجويان است.

از اين گذشته خودكشي در اين گروه سني رو به افزايش است. مرگ يك جوان به خاطر اميد و آرزوهاي تحقق نيافته  او به شدت تاثير انگيز است. بتهون هنگام جواني قبل از ساختن سمفوني دوم خود، تقريبا جان باخته بود آنچه كه باعث شد او دوباره به زندگي خود ادامه دهد اين فكر بود كه هنوز بهترين اثري را كه در درونش بود را نساخته است. اولين مطالعه ي علمي درباره ي خودكشي را اميل دوركيم جامعه شناس قرن نوزدهم فرانسوي انجام داد وی در يك طبقه بندي خود كشي را به سه نوع ؛خود خواهانه ، ديگر خواهانه و ناشي از ناهنجاري اجتماعي تقسيم مي كند.

متفكران نوين نيز دو انگيزش براي خود كشي در نظر مي گيرند؛

1-      پايان : آنهايي كه آرزوي پايان دارند و صرفا از زندگي دست كشيده اند و پايان مشكلات را در مرگ مي بينند. اين نوع خودكشي ها افسردگي و نا اميدي بيشتري در بر دارند.

2-      دستكاري: برخي افراد دوست دارند كه با خودكشي دنيايي كه باقی می ماند را دستکاری کنند که 13 درصد از خودکشی ها از این نوع است.

خودکشی و رابطه با گزینه های زیر:

جنس:

زنان حدود سه برابر مردان دست به خودکشی می زنند ،اما مردها بیش تر از زن ها بر اثر خودکشی می میرند و این به روش خود کشی آنان مربوط است. تا همین اواخر زنها شیوه های کمتر مهلکی از قبیل بریدن مچ دست یا خوردن بیش از اندازه قرص خواب در پيش مي گرفتند و مردها از اسلحه گاز كربنيك يا دار زدن استفاده مي كنند.

افسردگي:

اختلال خلقي تشخيص است كه حداكثر رابطه را با خود كشي دارد بيماران مبتلا به افسردگي بيشتر خود را در اوايل سير بيماري مي كشند، مطالعات نشان مي دهد بين بيماران افسرده انزواي اجتماعي ميل به خودكشي را بيشتر مي كند اين يافته ها مبني بر پيوستگي ضعف افراد خود كش با جامعه است.

خود كشي در بيماران افسرده در ابتدا و انتهاي دوره افسردگي بيشتر روي مي دهد مثل ساير بيماران رواني ماههاي پس از ترخيص از بيمارستان دوره هاي افزايش خطر بالاست. مطالعات نشان مي دهد يك سوم بيماران افسرده كه خود كشي مي كنند ضمن شش ماه پس از ترخيص دست به اين كار مي زنند كه فرض مي شود در نتيجه عود بيماريست.

اسكيزو فرني:

خطر خودكشي در بين بيماران اسكيزوفرنيك بالاست تا ده درصد اين بيماران با خودكشي به زندگي خود خاتمه مي دهند كه اكثر اسكيزوفرني ها خودكشي در سالهاي اول بيماري انتحار مي كنند و نسبتا جوان هستند . عوامل خطر در بيماران اسكيزوفرني خودكش مشتمل است بر سن پايين و جنس مذكر، تجرد، سابقه اقدام قبلي به خود كشي، آسيب پذيري نسبت به علائم افسردگي و ترخيص اخير از بيمارستان. حدود نيمي از خود كشي هاي اسكيزوفرني در هفته ها و ماههاي اول پس از ترخيص از بيمارستان روي مي دهد كه فرد بيكار ، منزوي و تنهاست و محيط زندگي او محدود به يك اتاق است و فرد اسكيزوفرنيک پس از ترخيص ممكن است خود را با بدبختي هاي تازه و مشكلات حاد مواجه بيند. نتيجتا احساس غمگيني، ياس، و درماندگي مي كند و خلق افسرده بر او چيره مي شود، افكار خودكشي پيدا مي كند كه بالاخره  روی آن عمل مي نماید.

اختلال شخصيت:

درصد بالايي از قربانيان خود كشي مسائل يا اختلالات شخصيتي گوناگون دارند كه اين مورد ممكن است از چند لحاظ عامل تعيين كننده اي بر رفتار خودكشي باشد. با زمينه سازي براي اختلالات عمده روانپزشكي مثل الكليسم يا افسردگي با منجر شدن به مسائلي در روابط و تطابق اجتماعي و با ايجاد تعارض بين شخص و افراد دور وبر او از جمله افراد خانواده پزشكان و كاركنان بيمارستان ،تخمين مي زنند كه پنج در صد از بيماران مبتلا به اختلال شخصيت اجتماعي خودكشي ميكنند. خود كشي بين زندانيان سه برابر از جمعيت كلي ست.

شغل بطور كلي محافظي در برابر خود كشي ست در بين مشاغل پزشكان بطور سنتي در بالا ترين سطح خطر خودكشي قرار داشته اند مطالعات نشان ميدهد پزشكان خودكشي كننده دچار اختلالات رواني هستند كه سه اختلال دربين آنها شايع است. افسردگي ،وابستگي دارويي و الكليسم . هم پزشكان زن و مرد خيلي بيشتر از افراد معمولي در جمعيت كلي با مسموميت دارويي به زندگي خود خاتمه مي دهند.

عوامل روانشناختي:

فرويد : نخستين بينش روانشناختي مهم در مورد خود كشي بوسيله فرويد ارائه شد. در سال 1917 در تك نگاشت داغداري و ملانكولي فرويد نفرت از خويش را كه در افسردگي مشاهده مي شد ناشي از خشم معطوف به يك شي مورد علاقه توصيف نمود خشمي كه چنين افرادي آنرا بسوي خود بازمي گردانند فرويد خودكشي را حد اعلي اين پديده دانست و ترديد داشت كه كسي بدون ميل سركوب شده پيشين براي كشتن كس خود را بكشد.

عوامل فيزيولوژي ممكن است عوامل ژنتيكي در خود كشي وجود داشته باشد دردرجه اول عواملي كه با انتقال اختلال دو قطبي اسكيزوفرنيك و الكليسم مربوطند. اختلالات رواني كه بيش ترين رابطه با خود كشي دارند.به هر حال گفته شده است كه يك عامل ژنتيك اختلال رواني براي خود كشي وجود دارد مثلا يك عامل ژنتيكي براي رفتار تكانشي كه به ناهنجاري در سيستم سروتين مركزي مربوط است.

نوروشیمی:

 كمبود سروتين كه با كاهش متابوليسم 5- هيدوركسي ایندلوآستیک اسید(5-HIAA) اندازه گيري شد درگروهي ازبيماران افسرده كه اقدام به خود كشي كرده بودند مشاهده گرديد. بيماراني كه با وسايل خشن مثل اسلحه گرم يا پريدن از بلندي اقدام به خودكشي كرده بودند در مقايسه با بيماران افسرده اي كه اقدام به خودكشي نكرده بودند يا با وسايل بدون خشونت مثل مسمومست يا دارو اقدام به خودكشي كرده بودند سطح 5-HIAA  پايين تري در مايع مغزي نخايي داشتند.

عوامل سهيم در خودكشي نوجوانان شامل عوامل زمينه ساز و عوامل تسريع كننده است. عوامل زمينه ساز عمده عبارتند از: زمينه خانوادگي آشفته، اختلال رواني، بيماري جسمي و سابقه اقدام به خود كشي قبلی . حدود نيمي از قربانيان خودكشي نوجوانان از خانواده هاي در هم شكسته برآمده اند. شايع ترين مسائل روانپزشكي در قربانيان خود كشي نوجوانان عبارتند از سوء مصرف دارو و الكل، رفتارهاي ضد اجتماعي، اختلال خلقي و تركيبی از خلق افسرده و رفتارضد اجتماعي.

درمان:

در رابطه با پيشگيري  از خودكشي ارزيابي خطر خودكشي اولين مسئله مهم است و اين كار براساس معاينه باليني دقيق از وظايف پزشك است آيا فرد برنامه روشني دارد؟ آيا او به سلاح دسترسي دارد؟ آيا او تنها زندگي مي كند؟ بخصوص اگر فرد افسرده باشد بايد درمورد افكار خودكشي از او سئوال شود زيرا از هر ده نفري كه خود را می کشند، هشت نفر از آنها اشاراتي در مورد قصد خود به ديگران كرده اند. و نيمي ازبيماران آشكارا به قصد خودكشي اعتراف مي كنند. پس از ارزيابي اقدام درماني بايد به سرعت انجام گيرد. ملاقات در منزل ، بستري كردن، دارو درماني، روان درماني سرپايي در برخي موارد نگه داشتن شخص پاي تلفن مي تواند اقدام مناسبي باشد كه بعد بايد پيگيري دراز مدت و ادامه خدمات درماني صورت گيرد.

مطالعات نشان مي دهد هر چه مراكز پيش گيري از خود كشي بيشتر شوند كاهش ميزان خودكشي بيش تر است . بر اساس اين در اواخر دهه1960 شبكه اي مشتمل بر 300 مركز پيشگيري از خود كشي در ايالات متحده تاسيس شد براي اينكه به بحران هاي خود كشي رسيدگي كنند. اعتقاد بر اين بود كه اگر كسي در دسترس فرد خودكشي گرا باشد كه با او صحبت كند مي تواند از  خودكشي جلو گيري كند.

                                                

                                                                                            منابع:        خلاصه روانپزشكي كاپلان

                                                                                                                                           آسيب شناسي رواني سليگمن

 

 

 

دکترعلیرضا کاکاوند

 

لیسانس روانشناسی بالینی

فوق لیسانس روانشناسی کودکان استثنایی

دکتری روانشناسی با گرایش کودکان استثنایی

 

افتخارات:

پژوهشگر نمونه سال 1384-1385 دانشگاه زنجان

استاد نمونه 1385 دانشگاه زنجان

پژوهشگر نمونه  سال 1385 جشنواره خوارزمی

مقالات:

روش تحقیق در علوم اجتماعی(کاکاوند ـــ نگارشی نژاد)

(Crisis of inter uention)

مقاله در کنفرانس بین المللی روان درمانی در شرق ــ دانشگاه علوم بهزیستی

مقایسه حافظه ی آشکار و نهان به کمک آزمونهای تصویری ــ در دانش اموزان عادی و ناتوان یادگیری ــ مجله دانش و پژوهش

 

کتابها:

ناتوانی های یادگیری( دکتر کاکاوند ــ خوارزمی)

اختلالات یادگیری (دکتر کاکاوند ــ دکتر احدی)

روان شناسی مرضی کودک(دکتر کاکاوند)

کودکان استثنایی(دکتر کاکاوند )

ADHD(بیش فعالی) ــ دکتر کاکاوند ــ خوارزمی

روان شناسی عمومی (فوضی ــ کاکاوند ــ صالحی)

روش تحقیق در روان شناسی(کاکاوند ــ فوضی ــ صالحی)

برگردان:

مبانی روانشناسی عمومی ــ آرنو ویتینگ ــ ترجمه دکتر کاکاوند ــ خوارزمی